تبليغاتX
نجواهای دل
نجواهای دل

یکشنبه چهارم آذر 1386

ماهي دانا



گويند روزي ماهيان دريا جلسه اي تشكيل دادند و گفتند:ما سالها است اين حكايت را مي شنويم كه آب مايه حيات است .اما هرگز آب را نديده ايم .

اخيرا شنيده ايم در فلان نقطه از دريا، ماهي دانائي كه آب را ديده ، زندگي مي كند. پس بايد نزد او برويم تا آب را به ما نشان دهد.هنگامي كه ماهيان به او رسيدند، از او خواستند آب را به آنها بنماياند.

ماهي دانا گفت : شما چيزي غير از آب به من نشان دهيد تا من آب را به شما نشان دهم .

اين مثلي است براي كساني كه قائل به مبداء و معاد نيستند و مي گويند:اگر خدائي هست ، پس چرا او را نمي بينيم ؟ غافل از اينكه خالق جهان همه جا هست .چشم بصيرت مي خواهد تا به آثار او بنگرد و خالق جهان را در هر چيز مشاهده نمايد.

چنانكه اميرمؤ منان فرمود: ما راءيت شيئا الا و راءيت الله قبله و بعده و معه

هيچ چيزي را نديدم مگر اينكه قبل از آن و بعد از آن و با آن خدا را ديدم .سالها دل طلب جام جم از ما مي كرد

 

و نحن اقرب اليه من حبل الوريد

 خدا از رگ گردن به انسان نزديكتر است .دوست نزديكتر از من به من است

 

شخصي از امام صادق عليه السلام پرسيد:

اءرايت الله حين عبدته ؟ آيا خدائي را كه مي پرستي مي بيني ؟

فرمود: اني لم اعبد ربا لم اره

من خدائي را كه نبينم عبادت نمي كنم .

پرسيد: چگونه او را مي بيني ؟

فرمود: چشمها او را نمي بيند، لكن قلبها او را مي بيند


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 18:20 توسط : نجواهای دل

دربـــاره وبـلـاگ